محمد مهدى ملايرى

122

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

از ويژگيهاى اقليمى و جغرافيائى آن تأثير پذيرفته‌اند ، و زمينه‌هاى فرهنگى موروثى و اكتسابى و همچنين خصوصيات فردى كه از آن برخوردار بوده‌اند ، و جامعه‌اى كه بدان تعلّق داشته‌اند ، و جوّ سياسى و فكرى و روحى كه بر آن جامعه حكم‌فرما بوده است . همهء اينها و هرآنچه پژوهنده را در راه‌يابى به واقعيات يارى دهد و چراغى فرا راه او نهد ، بايد دانسته شود تا بتوان هم آن تاريخ و فرهنگ را به‌خوبى دريافت و هم علل و عواملى را كه باعث دگرگونيها و نشيب و فرازهاى آن در دوره‌هاى مختلف تاريخى شده است به‌درستى شناخت . آنچه مىبايستى بدان اهتمام شود چنين بود كه چون به شرحى كه در آغاز اين گفتار گذشت سعى شد تا دانشكدهء الهيّات دانشگاه تهران ، براى انجام وظائفى كه به حكم طبيعت دانشگاهى و اسلامى و ايرانى خود برعهده مىداشت آماده گردد . قهرا اهتمام و تأكيد بر دو امر اساسى قرار گرفت : يكى تقويت بنيهء تحقيقاتى آن دانشكده در همهء زمينه‌هاى مربوط به تاريخ و فرهنگ اسلامى و به‌ويژه فرهنگ اسلامى ايران ، و ديگر گسترش كاربرد زبان فارسى در همهء رشته‌هاى علوم اسلامى و رشته‌هاى ديگرى كه معمولا زبان فارسى در آنها كاربرد كمترى داشت و در همهء سطوح علمى و تحقيقاتى آنها . نشريهء « مقالات و بررسيها » كه به عنوان وسيله‌اى براى پيمودن اين راه بنياد نهاده شده بود و نخستين شمارهء آن در فروردين‌ماه 1349 ه . ش . انتشار يافت ، آغازى نويدبخش بود كه با حسن قبولى كه يافته بود و پيشرفتى كه در هر دو جهت داشت ، اين اميد را در دل مىپروراند كه راهى كه بدين‌گونه و با اين هدف به همت استادان و صاحب‌نظرانى كه آن نشريه را از دانش و بينش خود مدد مىرساندند آغاز شده بود در آينده نيز به همت استادان و محققان جوان همچنان در اين دانشكده و در ديگر مراكز علمى و اسلامى ادامه يابد و زبان فارسى با افزايش قدرت تعبير و بار علمى خود شايستهء خود جاى را هم در مدارس اسلامى ايران و هم در مراكز اسلامى جهان بازيابد . و شايد بىمورد نباشد كه اين گفتار را با آخرين نوشتهء خود در آن نشريه كه